سيد محمد باقر برقعى
3614
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
زبانهاى انگليسى و فرانسه و عربى و تركى تسلط كامل دارد . وى به تأسيس انجمن ادبى ناهيد اقدام كرد و هر هفته انجمن در منزلش تشكيل مىگرديد و جمعى از شعرا و گويندگان در آن حضور مىيافتند . اينك نمونههايى از شعر او : هنر اى كاش كه هركس هنرى داشته باشد * در زندگى خود ثمرى داشته باشد زيباست كه هر پير و جوان از ره دانش * اندر صدف جان گهرى داشته باشد آن مرد هنرور كه به هر كار تواناست * در كار نبايد اگرى داشته باشد هركس كه كند دعوى عرفان و فضيلت * بايد سخنانش اثرى داشته باشد نيكوست كه درد دل بيچاره بداند * تا از دل زارش خبرى داشته باشد بايسته و شايسته كه دارا و توانا * بر مردم مسكين گذرى داشته باشد بىتوشه محال است به مقصود رسيدن * آن را كه خيال سفرى داشته باشد در طىّ زمانه نگران باش ز « ناهيد » * شايد به مسافر نظرى داشته باشد هديهء عاشق بديدم عاشقى را دستبسته * دل از دنيا و ما فيها گسسته براى مرگ پا يك جا نهاده * سر يك پاى محكم ايستاده پس از ايّام هجر و حال اميد * به طرف بوستان با وى خراميد به خوبى با دلى خالى ز هر غم * زمانى چند خوش بودند باهم گلى معشوقه ناگه ديد در آب * عنان از كف نهاد و گشت بىتاب كه هست اين گل چنان محبوب رعنا * ز بس باشد قشنگ و خوب و زيبا چو عاشق اين سخن را كرد ادراك * ز جان دادن نبودش ذرّهاى باك گل از عاشق گرفت آن شوخ بر فرق * ولى عاشق به آب دجله شد غرق دم مردن چنين گفت آن ستمكش * به يار دلنواز آن شوخ مهوش وصال دوست چندان خواستارم * كه در راهش چنين جان مىسپارم نما « ناهيد » شرح قصّه كوتاه * بساز اندر جهان با ناله و آه